الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

207

الغدير ( فارسى )

- خداى صاحب عرش ، او را در قرآن جنب اللّه و وجه اللّه ناميده و دستاويز محكم ، ديدبان ، و گوش شنوايش خوانده است . - پشت پيامبرش محمد را به دو محكم ساخت ، از اين‌رو ، در حوادث روزگار به دو تكيه كرد . - در علم و شجاعت و سماحت يكتا و منفردش ساخت ، جلالتش نام برند و كردارش برشمارند . - چونان درياست كه عنبرش بر سر آيد و درّ و مرجان از قعرش بزايد . - هرگاه دلاوران هماورد را نام بريم ، براى حيدر همتا و هماوردى نشناسيم . - به هنگام نبرد ، از شجاعت ، در گرداب مرگ شناور گردد و شيران بيشه را از ترس او دل دربر نماند . - هركه او را در پهنهء نبرد بيند ، مرگ را با چشم بنگرد كه از اين سو و آن سويش بخواند . - شعلهء جنگ كه بالا گيرد و جنگاوران خشمگين پياپى شمشير زنند . - چشمها از خون سرمه كشد ، و دهانها كف بر لب آورده كبود گردد . - سنان نيزه‌ها را چون اختران شبرنگ بينى و بر بالاى آن غبار جنگ را چون شب تار . - آنگاه كه چهرهء على پديدار گردد ، تودهء دلاوران چنان پراكنده شوند كه رمهء گوسفندان از شير ژيان . - جوانمردى كه با دست چپ مرگ و با دست راست صلح و صفا تقديم كند . - چه بسيار قهرمان كه به خاك افكند و هيولا كه هلاك نمود ، چه بسيار فقير كه بىنياز كرد و گدايى كه گنجور ساخت . - بر نيازمندان ، بىحساب ببخشد و هيچگاه منت ننهد . - اگر جزئى از جود و سماحتش بين جهانيان پخش شود ، كسى را بخل و خست نماند . - هرآن‌كه دستى به سخاوت بخشنده دارد ، چون نيك بنگرى راه و روش او را دنبال كند . - هرثنايى كه من گفتم و ديگران گويند ، امير المؤمنين على لايق آن است . - آن كه به مهر ولايش چنگ نزند ، زيانكار است و در روز رستاخيز دندان ندامت به هم